السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)
203
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)
عربها شايع است « الدليل ساد قوما هذا سيدكم » يعنى بزرگ قوم شما همان كسيست كه هدايتتان را بر عهده گرفته است و منظور از بيان اين جمله كوچك شمردن راهنماست و نه بزرگداشت او هر چند سياق ظاهرى جمله خلاف آن را به اثبات مىرساند . ز : ابراهيم ( ع ) در واقع قصد داشت بنوعى تدريجى عقايد خرافى مشركان را باطل نمايد اما از طرفى به خوبى مىدانست كه اين گونه برداشتها ريشه در عقايد سخيفانه آباء و اجداد آنها دارد و چنانچه او بخواهد به يكباره به ابطال آن كج فهميها بپردازد يقينا راه به جايى نخواهد برد و بدين سبب از قاعده استدراج و حركت قدم به قدم بهره جست و در بيان استدلالات خويش از جائى آغاز نمود كه آنها نيز موافق آن نظريه بودند ضمن اينكه خود آنحضرت از طمأنينه و ايمانى استوار برخوردار بوده و او دقيقا به مانند انسانى عمل مىكرد كه بر كارى مجبور گشته است چرا كه مصلحت عمومى چيزى جز اين مقوله را اقتضاء نمىكرد . 4 - در بيان وجوه ذكر شده پيرامون افول و غروب ستارگان و عدم صلاحيت آنها براى ربوبيت و پرستش : « فخر رازى » در اين باره مىگويد : افول عبارت است از غيبت چيزى بعد از ظهور و آشكار گشتن آن و اين بدان معناست كه طلوع خود امرى حادث است و ابراهيم نيز بدان استدلال نمود . اما در اثبات حدوث بودن افول دچار عجز و ناتوانى گشت . بايد دانست كه طلوع و غروب هر دو امرى حادث هستند و دلايلى كه انبياء براى بيان معرفت خداوند ارائه مىدهند براى تمام انسانهاى فهميده و حتى كج فهم قابل درك است لكن چون بعضى از استدلالات دقيق و فلسفى است احتياج به إمعان نظر بيشترى دارد مانند غروب ستارگان و بهر حال آنچه در جو اتفاق مىافتد را بايد در قلمرو ممكنات دانست اما ميزان فهم انسانهاى ممتاز و متوسط و عوام در اين زمينه متفاوت است و آنچه را خواص از غروب استنباط مىكنند همان امكان است و هر ممكنى احتياج به خالق يكتايى دارد كه همه چيز به او ختم مىگردد وَ أَنَّ إِلى